محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

256

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ساختار ادبى حيث : ظرف و مبنى بر ضمه است و همواره به جمله اضافه مىشود . اگر ظرف زمان باشد ، به معناى « متى » است و اگر پس از آن « ما » بيايد ، معناى شرطى خواهد داد و دو فعل را مجزوم خواهد كرد . ذات : مؤنث « ذو » است و مثناى آن ، « ذواتان » و جمع آن ، « ذوات » است . خيفة : مفعول « يوجس » و جمله به اين معنا است كه ترسى احساس نكرد . من . . . لم يظمأ : « من » مبتدا و « لم يظمأ » خبر آن است . شرح و تفسير شرايط امام عليه السّلام همانند وضعيت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در آغاز بعثت بسيار سخت و طاقت‌فرسا بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به قومى گرفتار شد كه بت مىپرستيدند و دستشان به كارهاى زشت آلوده بود و راهنما و هدايتگرى نداشتند ؛ پس با قرآن به جنگ آنان رفت و آنان با شمشير و سنان ، پاسخش دادند . امام عليه السّلام نيز به قومى گرفتار شده بود كه ظاهرى هدايت‌شده و باطنى گمراه و پيمان‌شكن داشتند و درباره آنان گفت : ( أقمت لكم على سنن الحقّ في جوادّ المضلّة ، حيث تلقون و لا دليل و تحتفرون و لا تميهون ) امام عليه السّلام با گروه‌هاى متفاوتى رو به رو بود كه هر كدام در جهتى حركت مىكردند و هيچ وجه اشتراكى مگر فساد و گمراهى ، آنان را جمع نمىكرد . آنان جلسه مىگذاشتند و با هم به بحث و بررسى مىنشستند تا شايد راه درست را بيابند ؛ ليكن نتيجه‌اى حاصل نمىشد . به طور كامل چونان فردى بودند كه به دنبال آب ، زمين را مىكند ؛ ولى چيزى نمىيابد . . . شايد اگر مرد آگاهى در ميان آنان نبود ، عذرشان پذيرفته مىشد ، ولى امام عليه السّلام مانند برجى روشنىبخش و نشانى هدايتگر در